Farah News Online

  http://www.farah.net.au/


عبد المجيد محمد ـ وكيل دادگستري: هولوكاست خميني، تابستان خونين 1988

| 28.08,18. 09:05 PM |



هولوكاست خميني، تابستان خونين 1988


نويسنده: عبد المجيد محمد ـ وكيل دادگستري

ايران در تابستان 1988 شاهد يك «هولوكاست» بود. گرچه از اردوگاه ها و كوره هاي آدم سوزي هيتلر و دستيارانش خبري نبود، ولي هولوكاستي بسيار خشن و بي رحم جان 30 هزار زنداني سياسي را در كام مرگ كشيد. قتلي عامي كه به گواهي تاريخ نگاران و مدافعان حقوق بشر بعد از جنگ جهاني دوم بي سابقه بوده است.

هولوكاست خميني با يك فتواي شرعي توسط او به اجراء گذاشته شد. وي با خط خود نوشت: «كسانی كه در زندانهای سراسر كشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری كـرده و میكنند محارب و محكوم بهاعدام میباشند».

زندانيان مورد اشاره خميني اعضاء و هواداران مجاهدين خلق ايران بودند كه به تز عقب مانده ولايت فقيه «نه» گفته بودند و براي دفاع از معيارهاي انساني و حقوق بشري و برقراري دموكراسي در ايران تحت سلطه ولايت فقيه جان و مال خود را در طبق اخلاص گذاشته و آماده هر نوع فداكاري و از جان گذشتگي بودند.

اين زندانیان بصورت بسيار شتابزده و خيلي سريع در يك اقدام مطلقا فراقضايي بصورت دسته جمعي اعدام و پنهاني در گورهاي جمعي دفن شدند. گرچه این فاجعه باورنکردنی و هولناك است، اما واقعيت و ماهيت انسان ستيز ولایت فقیه همین است و انتظار ديگري نبايد از آن داشت. در رژيم ولايت فقيه هر نوع تظاهرات یا اعتراض حقطلبانه با دستگیری و شکنجه و سرکوب و نهايتا با اعدام پاسخ داده مي شود.

چرا هولوكاست خميني؟

خميني بعد از پذيرش اجباري قطعنامه آتش بس در جنگ ايران و عراق در جولاي 1988، چون آنرا حاصل اقدامات و جنبش صلح مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران مي دانست در صدد انتقام برآمد و تصميم گرفت به هر شكل ممكن آنرا تلافي كند تا ديگر هيچكس جرئت اعتراض و مخالفت با شخص خميني و رژيم او را نداشته باشد.

خميني و آخوندهاي وابسته به او در این توهم بودند که با كشتار جمعي و قتلعام زندانیان سیاسی و با سرکوب شديد به حیات جنبش مقاومت پایان میدهند و خود را براي مدت طولاني ماندگار مي سازند. بطور مشخص خميني مي خواست با اعدام و كشتار جمعي مجاهدين صورت مسئله اين سازمان را از تاريخ مقاومت ايران پاك كند؛ ولي سخت در اشتباه بود و نه تنها در زمان حياتش به اين خواسته نرسيد، بلكه بعد از او نيز رژيمش تاوان آن اقدام جنايتكارانه و نسل كشي را متحمل مي شود.

در شرايط كنوني كه بيش از 8 ماه است مردم به خيابانها آمده و شعار اصلي شان «مرگ بر خامنه اي» و «مرگ بر روحاني» و «مرگ بر اصل ولايت فقيه» است؛ آخوند روحانی ملتمسانه و البته شيادانه از مردم میخواهد با فراخوان مجاهدین به خیابانها نیایند و کارشناسان رژیم نيز در رسانه هاي حكومتي و بوق هاي تبليغاتي می دمند كه: «عامل سومی به صحنه وارد شده و این عامل سوم ... با اهرمهایش که کانونهای شورشی هستند ... به آتشافکنی در سرمایه بنیادین نظام که نسل جوان این سرزمین است، مشغولند».

خميني سي سال پيش تصميم گرفت با يك فتواي ضد شرعي و ضد انساني با دفن و كشتار آزديخواهان صورت مسئله ايران را كه آزادي و دموكراسي بود دفن كند؛ ولي سخت اشتباه محاسبه داشت. آنچه كه دفن شد مرده و معدوم نبود؛ بلكه بذر آزادي و دموكراسي و حقوق بشر بود كه در خاك پنهان شد. خاك گرم تابستان 1988 پيكرهاي خونين سي هزار قرباني را در سينه تب دار خود به امانت پذيرفت.

بذر قتل عام 1988 اينك سر از خاك برآورده و در كانونهاي شورشي و اعتراضات گسترده و سراسري ايران براي بركندن بنيان ولايت فقيه متبلور گشته است.

قتلعام تابستان 1988 یکی از بهترين شاخصهایی است که جبهه مردم ایران با دشمنان مردم ایران را از هم متمایز میکند. لذا علاو بر رژيم ولايت فقيه کسانی هم كه با اين رژيم همسويي دارند در تلاش هستند اين قتلعام مسکوت بماند و هدفشان این است که آمران و عاملان این جنایت از عدالت بگريزند.

اما زمان آن فرا رسيده است که به مماشات و همسويي با رژيم ولايت فقيه پایان داده شود و ضروري است كه شورای امنیت مللمتحد ترتیبات مقتضي براي محاکمه سران این رژیم، و آمران و عاملان این قتل عام و مسئولان ۴دهه جنایت علیه بشریت را فراهم کند. بسياري از آمران و عاملان قتل عام تابستان خونين 1988 هم اكنون در رژيم ولايت فقيه عهده دار پست هاي كليدي هستند. از جمله آنها ابراهيم رئيسي در رأس امپراتوري مالي آستان قدس رضوي در خراسان است. عليرضا آوايي از دست اندكاران اصلي اعدام هاي جمعي تابستان 1988 در استان خوزستان و بطور خاص شهر دزفول است. وي هم اكنون منصب پرطمطراق «وزارت دادگستري» دولت آخوند حسن روحاني را بعهده دارد. مصطفي پورمحمدي از عاملان اصلي و كليدي قتل عام سال 1988 در كابينه اول حسن روحاني وزير دادگستري بود و هم اكنون در سمت مشاور عالي صادق لاريجاني در قوه قضاييه ولايت فقيه به سلاخي و كشتار معترضان و قيام آفرينان مشغول است. كلام آخر اينكه؛ زمان آن است که جامعه جهانی و بطور خاص جامعه دوست و متحد مردم ايران، يعني جامعه عرب در کنار مردم ایران در قیامشان علیه فاشیسم دینی حاکم بر اين كشور قرار بگيرند و خواسته مردم برای تغییر رژیم و کسب آزادی را بهرسمیت بشناسد.


Farah News